خرید بک لینک

بعد مدت ها میخوام نوشتن رو شروع کنم. برای تو. شاید علتش این اینترنتی باشه که الان در اختیارمه، شاید سکوتی باشه که تو این خونه 175 متری منو به یاد تو میندازه، شاید فاصله چند کیلومتری نزدیکمون بهم باشه، شایدم اصلا انرژی مثبتی باشه که میخوام برات بفرستم تا حال دلت خوب باشه و گرم به یاد من. خلاصه برای تو می نویسم.

برچسب: نویسنده: هلیا افشاری تاريخ: چهارشنبه 8 تير 1401 ساعت: 15:48

مژده بده، مژده بده یار استتوس واتس آپم را دید.

برچسب: نویسنده: هلیا افشاری تاريخ: چهارشنبه 8 تير 1401 ساعت: 15:48

امروز تولدته، یه روزی بهت میگم که چطوری فهمیدم تولدته. چطوری کم کم یادم افتاد به اونی که نزدیکمه توجه کنم و چی شد که تو شدی مال من!!! 

مرد فروردینی من! سال دیگه این موقع من و تو تو جنگل های کنیا ماه عسلمون رو میگذرونیم تولدتم همون جا کنار زرافه ها جشن میگیریم. تولدت مبارک عزیز مهربونم من

برچسب: نویسنده: هلیا افشاری تاريخ: چهارشنبه 8 تير 1401 ساعت: 15:48

میخوام از آرزوهام برای عروسی و زندگی مشترکم بنویسم. ولی امروز ایده ای به ذهنم رسیده. میخوام اونو عملی کنم. برای همین باید جایی ثبتش کنم و برنامه بچینم تا کم کم شکلش بدم.

برچسب: نویسنده: هلیا افشاری تاريخ: پنجشنبه 1 اسفند 1398 ساعت: 1:56

مامان بهم گفت: چادر عروسی که مامان از مکه آورده رو به نیت تو میبرم که توام امسال عروس بشی. قشنگ فهمیدم چقدر از ته دلش میخواد که این اتفاق برای من بیفته...

برچسب: نویسنده: هلیا افشاری تاريخ: پنجشنبه 1 اسفند 1398 ساعت: 1:56

باورم نمیشه شاید داره اتفاق می افته...

برچسب: نویسنده: هلیا افشاری تاريخ: پنجشنبه 1 اسفند 1398 ساعت: 1:56

امروز خیلی دلم گرفته بود. احساس شکست تو کار و موقعیتم، نبود همدمی که دوستت داشته باشه، نبود هیجان... هیچ چی!

برچسب: نویسنده: هلیا افشاری تاريخ: پنجشنبه 1 اسفند 1398 ساعت: 1:56

هر وقت میام از ذوقی که به خاطر یه دیدار باهاش داشتم مینویسم نتیجه ش ضدحالیه که می خورم! پس فقط تعریف میکنم از چهار ماهی که ندیدمش و چطور دوباره سر راهم سبز شد.

برچسب: نویسنده: هلیا افشاری تاريخ: پنجشنبه 1 اسفند 1398 ساعت: 1:56

» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.

برچسب: نویسنده: هلیا افشاری تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 21:26

دلم میخواد از آرزوهایی که برآورده نشدن، از رویاهایی که بر باد رفتند و نشد که من و محبوب ِ دل با هم بسازیم بنویسم. بنویسم از خونه ای که تو رویاهام ساخته بودم و هنوزم هست. اصلا میخوام خونه م با هر کسی که یه روزی عاشق من میشه، من عاشقش میشم بنویسم. تا حالا تجربه ی عشق نداشتم. یعنی عاشق شدم ولی کسی عاشادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا افشاری تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 21:26

صفحه بندی